زمان برگزاری: روزهای دوشنبه

ساعت: ۱۷:۰۰ الی ۱۹:۰۰

هر ترم شامل ۴ جلسه

“در محضرِ حضرتِ مولانا”

در جهان شتابناک و پرهیاهوی امروز که از هر سو، نفرت و نادانی و خشونت، شور و شعله های زندگی را در معرض هجوم و زوال و خاموشی قرار می دهد، راه رهایی و رستگاری و رسیدن به سایه سار سعادت و خوشبختی کدام است؟!
معنای معناهای زندگی، که زیستن را به تلاشی عبث و تکاپوی بی حاصلِ سیزیف وار تبدیل نمی کند بلکه زندگی را لبریز از حیات و سرشار از ایمان، عشق، امید و شادی و پویایی می کند، چیست؟!
انسان ایرانی، در سپهرِ جهان امروز، جهانی که میدان نزاع ها و کشاکش های آدمی سوز و نفرت خیز است در کجای این سکونتگاه خاک ایستاده و بر چه منابع فرهنگی و معرفتی اصیلی تکیه زده تا از رهگذر این شناخت بتواند نسبت و پیوندش را با جهان و جان جهان روشن سازد؟ چرا اجتماع ایرانی که همواره بر غنای فرهنگی و آموزگاران بزرگ معنوی خود فخر می فروشد اکنون این گونه آماجِ پریشانی ها و آشفتگی هاست؟!
پاسخ به این پرسش ها البته سهل و ساده نیست اما آنچه مسلم است این است که داشتن بزرگانی چون فردوسی، سعدی، مولانا و حافظ به تنهایی تضمینی برای بهره مندی از آثار و آموزه هایشان و در نتیجه نیل به زیست شادمانه و سعادتمندانه نیست. از قضا یکی از پاسخ ها را می توان در همین دوری و بیگانگی ما ایرانیان از منابع و آثار عرفانی و فرهنگی اصیل مان یافت که این همه به داشتن این آثار می نازیم اما دریغا که جانمان را دمی محرم اسرار آنها نمی سازیم و از نسیم حیات بخش آن، توشه ی چندانی برای بالندگی و شکوفایی نمی یابیم. حقیقت آن است که آثار این بزرگان در متن زندگی امروز ما، حضوری ملموس و اثرگذار و معنادار ندارند. ما بر آنیم که مواجهه و خوانش درست این آثار مطابق با نیازهای انسان امروز، می تواند فقر محتوا و معنا را که بسی دهشت خیزتر و زیانبارتر از فقر مادی است تا حد چشمگیری کاهش دهد. باری، مولانا متفکری است که درباره مسائل اصلی و اساسی حیات چون ایمان، امید، آرامش، شادی، عشق، مرگ و همچنین چرایی درد ها و رنج های بشری، اندیشیده و حاصل اندیشه هایش را به زبان شور انگیز شعر و هنر به زیباترین وجهی عرضه کرده است. مفاهیمی که ازلی و ابدی هستند و محدود به قلمرو و جغرافیای فارسی زبانان نمی شوند.
اگر مریمانه اندکی درد طلب در ما باشد، درخت خرماخیز و خوان کرم گسترِ اندیشه های مولانا، جان مان را بی نصیب نمی سازد. بیایید همدل و همراه و هم آوا، دست و دهان از طعام های نازل بازاری و سفره های خالی و بی محتوای رسانه ای که ذهن و جان آدمی را بیمار می کند، بشوییم و یک چند مهمان سفره ی خداوندگار عشق و معرفت، حضرت مولانا شویم. رهاورد این لقمه های لقمانی، شادجانی، آرامش، صلح و دوستی و گشودگی در برابر هستی و رهایی از سکون و مرداب وارگی و جدایی از بسیاری از تنش ها و اضطراب ها و دغدغه‌های بی پایان و مرگ خیز و زندگی سوز و در نهایت تفرج در باغ فرزانگی و پرواز کبوترانه در هوای طربناک جاودانگی است.