کلام مولانا همه از خداست و اوست که تک‌­سوار این مثنوی معنوی است. این عشق، ریشه در جان هر آفریده‌­ای دارد. چه او که می­جنبد و چه او که سرد و ساکت بر جای نشسته است. سخن در مثنوی بر یگانگی او گواه است و بر صفات و اسما او.

تأکید بر ابدی و ازلی بودن، مبدأ و مصدر بودن خداوند در این اثر بسیار مشهود است. مثنوی سراسر توحید و نفی غیریت موهوم است. زیرا مولانا در همه جای مثنوی بر این اصل روشن پای می‌فشارد که جز ذات اقدس الهی، همه‌­ی موجودات و کائنات، وجودی ظلّی و سایه‌وار دارند . مولانا توحید را در مراتب مختلف بازگو کرده است؛ توحید عامه‌­ی مردم تا توحید بی­‌واسطه و شهودی که عالی­‌ترین شیوه­‌ی خداشناسی است. مولانا می­‌گوید با آنکه خداشناسی امری فطری است، اما برخی از آدمیان از راه فطرت به بیراهه می­‌روند و جز خدا را معبود خود می­‌گیرند. زیرا فطری بودن خداشناسی این الزام را نمی‌­آورد که همه‌­ی انسان‌­ها در همه­‌ی مکان­‌ها و زمان­‌ها خداشناس باشند.

 

تعداد جلسات: ۲۰ جلسه/  ۵ ترم

سرفصل‌ها:

مولانا و شیوه‌ی رویارویی با متن مقدس
مولانا و اثرپذیری از آیات قرآن
مولانا و پیامبر اسلام
مولانا و سنت نبوی
مولانا و یاران پیامبر