صلح از نظرگاه مولانا

آنچه ماند مهر است
پس از همایش «مهر مولانا»

از پسِ برگزاری هشتمین همایش مهرِمولانا، همچنان باید از مهر گفت. باید اندیشید که چنان همایشی، رسالتی فراتر از ساعات برگزاری‌اش داشته است. قرار بر برقراری مهر است. که اگر برقرار نیست، از فراموشی مهرِمولانا است. آری، از پس چنان شور و گرمایی، باید طعم مهر بر کاممان مانده باشد، و طرحی نو در هستی‌مان درافکنده باشد؛ اگر این نقش زدودنی و ناپایدار است، چه جای سرخوشی که گفت: «آنچه نپاید دلبستگی را نشاید».
رسالت ما آن است که بدانیم «خلق همه یکسره نهال خدایند» و از آن روی که خداوند در دل و جان و دیدگان جهان و جهانیان است، باید همگان را دوست داشت. آری آن گفته‌ها و شنیده‌ها که از زبان ترک و فارس و تاجیک و افغان بیان شد، نقشۀ راهی است برای زیباتر کردن جهان. جهانی که در آن همه چیز نغمۀ وحدت می‌سراید و نقش ازلی مهر را در ما زنده می‌کند.
«مهرِمولانا» بر آن بوده است تا به یادمان آورد که اگر همه به جنگند، باز صلح و مهرورزی خوشتر و نیکوتر است تا ما را برای خوشنودی و سعادت مهیا کند. اما درست در این جایگاه، تعارض و تناقضی نهفته است که با بیم و امید عجین است. در جهانِ پر از نزاع و کشمکش، برای صلح و مهرورزی باید جنگید و ستیزه کرد. در این مقام، به هر سوی بنگریم، بیش از پیش می‌توانیم ناامید شویم، چه هر سوی نزاع و ستیزه است. پس اگر قرار بر برقراری صلح است، باید بجنگیم.
ستیزه برای صلح؟ آری برای صلح؛ زیرا مهر و کین از نخستین دم آفرینش سر ستیزه داشته‌اند و اکنون نیز خواهند داشت. مهرِمولانا همانقدر که ندای مهرورزی و صلح‌جویی است، در پی آن است تا ما را به ستیزه‌ای مداوم رهنمون شود؛ ستیزه با هر عاملی که مهر و صلح را با قهر و کین جایگزین می‌کند. این ستیزۀ مداوم، تنها راه رسیدن به جهانی زیباتر است. اگر تمام جهان را جنگ در بر گرفته باشد، باز می‌توان برای برقراری صلح جنگید؛ حتی اگر چنین ستیزه‌ای، همانند تلاش کسی باشد که برای پاسداشت شعلۀ شمعی در مقابل باد تمام توان خود را به کار انداخته است.
این ستیزه همچون جستجوی مداوم است برای چیزی که حیات ما بدان بازبسته است؛ چنانکه تشنه‌کام در بیابان بی‌آب و علف، برای جرعۀ آبی، دست به هر سوی دراز می‌کند و از دل و جان، آنچه را در توان دارد به کار می‌اندازد. هزار مانع است در مسیر مهرورزی و صلح، و درست در اینجا است که باید به‌ شکلی مداوم تلاش کرد. جستجوی مداوم صلح و دوستی، همان چیزی است که تکرار سالیانۀ همایش مهرِمولانا ما را به آن تشویق می‌کند. این جستجو هر چند سخت و دشوار، مطلوب و خواستنی است که گفت: «در طلب زن هر زمانی هر دو دست/ که طلب در راه نیکو رهبر است/ لنگ و لوک و خفته شکل و بی‌ادب/ سوی او می‌غیژ و او را می‌طلب/ دوست دارد دوست این آشفتگی/ کوشش بیهوده به از خفتگی».