حافظ و مولانا: آیینه­‌های هستی

سروش مولانا / مهر مولانا در طی مسیر شش ساله خود فراز و فرودهای زیادی طی کرده  و مخاطبان بسیاری یافت. زمانی به مهر در نظام اندیشگانی مولانا پرداخت، مدتی به نظام اخلاقی این عارف بزرگ و در ششمین برنامه هم به نسبت ما با مولانا پرداخته شد. اما هفتمین همایش مهر مولانا ” آیینه‌های هستی” نام گرفت تا به قیاسِ بسترهای شکل گیری اندیشه مولانا و حافظ بپردازد. با وجود این که فاصله زمانی چندانی مابین دو قله اندیشه و ادبیات فارسی نیست، اما جهان بینی، ساختار ادبی و هستی شناسی تقریبا متفاوتی را در نظام اندیشگانی این دو بزرگ می بینیم. از این رو هفتیمن همایش مهر مولانا تلاش کرد تا به واکاوی زمینه هایی که منجر به این تفاوت شده اند بپردازد. هفتمین همایش مهر مولانا به دلیل مصادف شدن سالروز تولد مولانا و عاشورای حسینی اندکی با تاخیر و در شب بزرگداشت حافظ شیرازی یعنی ۱۹ آذر ماه سال ۱۳۹۷ برگزار شد. در این همایش که اجرای آن را سعید اسلام زاده بر عهده داشت دکتر مقصود فراستخواه (جامعه شناس) به مقایسه جامعه شناختی دو تیپ متفاوت شعر عرفانی حافظ و مولوی پرداخت. فراستخواه در پاره ای از سخنانش بیان کرد که مولانا می خواهد فرسایش ذهنی ایرانی را جبران کند. یعنی هم می خواهد تسلی و هم تعالی دهد،  اما حافظ بیشتر جبران انحطاط فکری و اجتماعی را می کند.

هفتمین همایش مهر مولانا

معنابخشی مولانا هم گرا و چسبنده است و در قرن هفتم هنوز وسوسه ارائه یک معنای تمام هست، اما در حافظ واگرا و شکننده است. خاستگاه مولانا فقهی و فتوایی و خاستگاه حافظ تفسیری و ادبی است. دکتر محمدرضا سرگلزایی (روانپزشک) به مقایسه آرکی تایپ‌های (کهن الگوها) عرفان این دو بزرگ پرداخت و بیان کرد که مولانا بعد از یک دوران دیونیزوسی که دوران غزلیات است، به دوران هرمسی می رسد. هرمس ها قصه گو هستند و پیام هایشان را در قصه می پیچانند و بیان می کنند و بنابراین طناز و رند هستند. حافظ علاقه دارد که بگوید رند است و مدام نیز این را می گوید، اما واقعا رند نیست. در حالی که مولانا بدون آن که بگوید رند هستم، رندانه در مثنوی پیامش را بیان می کند.  دیگر سخنران این برنامه دکتر استعلامی، پژوهشگر مقیم کانادا بود. محمد استعلامی در رابطه با درستی و نادرستی روایت هایی که پیرامون عرفای ما و بویژه حافظ و مولانا وجود دارد سخنانی ارائه داد. وی در این باره خاطر نشان کرد که کتاب ها در گذشته توسط وراقان نسخه نویسی تهیه می شد و در ورق اول مسموعات و شنیده هایی راجع به نویسنده می نوشتند. این اطلاعات از مناقب نامه ها و تذکره هایی تهیه می شد که قرار نبوده برای محققان قرن بیستم سندیت تاریخی داشته باشد. این روایات برای تربیت صوفیان نوشته می شد. به همین خاطر برای دریافتن زندگی حافظ باید به خود دیوان رجوع کرد و دریافت که تعابیری که در دیوان هست، در زمان او چه معنایی داشته است.