تبلور نیایش در الگویِ عشق مولانا

پنجمین همایش روز نیایش

عشق و عاشقی واژه‏‌های بسیار ساده است مگر اینکه پای آزمون‎های بسیار بسیار سنگین به میان بیاید. برای بار دوم خدا از انسان غایب می‏شود. یعنی هجرانی پیدا می‏شود برای آزمودن روح آدمی. در مرتبه دوم خدا می‌‏خواهد امتحان کند و از معشوق جدا می‏شود. اینجا دوباره صدای ناله و سوز و گداز عاشق بلند می‏‌شود و فغان و فریاد نیایش آغاز می‏‌شود. تا بتواند از پس این آزمون سخت بربیاید و با خود سخن بگوید.

سروش مولانا / پنجمین همایش “روز نیایش” که در نیمه دوم ماه مبارک رمضان سال ۱۳۹۵ برگزار شد سه بخش عمده داشت. این بخش­ها عبارت بودند از: نیایش خوانی توسط خانم ساجده سلیمی، سخنرانی آقای دکتر ناصر مهدوی و هم تنبور نوازی آقای کمال رضایی. عمده وقت برنامه به سخنرانی دکتر ناصر مهدوی اختصاص داشت. او در طی سخنرانی خود این سوال اساسی را مطرح کرد که «در الگوی عشق نیایش کجا قرار می‏گیرد؟». از نظر او نیایش در این الگو، آوازی می‏شود تا به خدا برسد، تا از این طریق رسن و طنابی باشد که بنده از مرداب بیرون بیاید. بنده نو شود و تاریک نشود. بنده فسرده و پایمال نشود. قیمت و ارزش آدمی بیرون نیاید. خدا آدمی را ارزشمند دوست دارد. خدا روح آدمی را عاشق دوست دارد. مولانا به همین دلیل می‏گوید:

” رخت‏ها دادی و خواب و رنگ و رو                      سر فدا کردی نگشتی همچو مو

چند در آتش نشستی همچو عود                           چند پیش تیغ رفتی همچو خود

زین چنین بیچارگی‎ها صد هزار                            خوی عشاق است و ناید در شمار”

نمی‏‌تواند طاقت بیاورد. مثل کودکی که از مادرش جدا شده است. مثل تشنه‌‏ای که از آب جدا شده است. همین که گناه و خطا می‏کند شروع به ارزیابی خود می‏کند. این هنر عاشق و قدرت عرفان است که می‏‌تواند آدم را به درون خود ببرد و آدم خود را دائما ارزیابی کند و اغیار و بیگانگان را کنار بگذارد و هر روز نوتر شود. مهدوی در ادامه افزود: اما نیایش تنها در این قالب قرار نمی‏‌گیرد. یک منطق دیگری پیدا می‏شود.  منطق جدید این است که خدا گاهی به آزمون آدم می‏‌آید تا ببیند تو که عاشقی چقدر تحمل و صبوری داری؟ چقدر می‏توانی در غیاب معشوق خودت زندگی کنی؟