نیایش، راهی برای گریز از بیهودگی

چهارمین همایش روز نیایش

این مرگ دردناکی است که زندگی را واقعا از معنا می‌اندازد و عمق می‌اندازد. اینکه واقعا مانند کودکان ما مشغول بازی شویم در این زندگی و سرگرم بشویم، چیزی به شخصیت‌مان افزوده نشود. وی در پایان و در رابطه با نقش نیایش گفت: نیایش راهی برای گریز از بی‌ثمری، بی‌حاصلی،‌ ویرانی و هدر رفتن زندگی است.

سروش مولانا
نیایش چهارم که حول محور کاربرد نیایش در دوران معاصر طرح‌ریزی  شده بود در ماه رمضان سال ۱۳۹۴ برگزار شد. نیایش خوانی توسط دکتر ایرج شهبازی و سخنرانی دکتر ناصر مهدوی دو برنامه عمده این همایش بود. دکتر مهدوی بعد از ابراز خرسندی از اینکه در میان دوستداران مولانا است به این نکته اشاره کرد که مولانا زندگی او را دگرگون کرده است. وی با بیان اینکه در طول زندگی‌­اش با چالش‌های معرفت‌شناختی گوناگونی روبرو بوده است افزود:  تمام دیانت از نگاه مولانا یا حداقل تمام مثنوی از نگاه مولوی این است که برای شما فقط راه‌های امید را باز کند. امیدی که به شما روش نشان می‌دهد. وی در ادامه با نقد زندگی مدرن گفت:  ما وقتی راه سفر آسمان را می‌بندیم، همین می‌شود دیگر؛ همه‌اش لگدکوب خیال­‌ایم و همه‌ش گرفتار اندیشه‌های منفی هستیم، همه‌اش روح ما از انواع درگیری‌ها لبریز شده و یا امیالی که هی مرتب این سطح زندگی ما را پایین می‌آورند. به جای اینکه ما را تبدیل به یک لعل بدخشان کنند، قیمت‌مان را بالا ببرند، از این چاه بیرون بیاورند و به بالا ببرند، برعکس اتفاقاً سنگ دلمان کردند، عبوس­مان کردند. این ناکامی را مولوی معتقد است بد بلایی است که بهش گرفتار شدیم. مهدوی ضمن توضیح انواع مرگ در اندیشه مولانا بیان کرد که بدترین نوع مرگی که مولوی از آن یاد می‌برد این است که آدم به دوغ یا یوغ، (هر دو به معنای در واقع یکی به معنای غل و زنجیر است و یکی هم به معنای میل است) گرفتار شود. دوغ، این دوغی که ما می‌خوریم نیست، به معنای میل است؛ میل‌های سرکش، میل‌های گستاخ و میل‌هایی که آدم نمی‌تواند کنترلش کند. می‌گوید وقتی به دام اینها افتادی، درواقع مردی و چیزی برای تو باقی نمانده و هستی تو به پایمال رفته است. درست مثل کودکانی که دارند بازی می‌کنند.